الان می خوام از خودم برات بگممن علیرضا هستم 33 ساله از دیار تهران
تو زندگی سختی زیاد کشیدمخیلی کار کردم برای تمام کسانی که دوستشان داشتم 100 گذاشتمتاالان دودفعه قلب درد شدید گرفتمهمه کار کردم تا از از خودم ی الماس بسازم اعتقاد دارم به خدا و یگانگی خدااهل مطالعه فیلم شعر مولانا حافظ گلستان سعدی هستماهل دراگ مشروب و مواد مخدر نیستمپیاده روی در طبیعت و کوهستان و کویر تفریحات مورد علاقه منهی لیوان چای یا قهوه یادمنوش گل گاوزبان یا چای زعفرونیاشربت مورد علاقم گلاب خاکشیر تخم شربتی و شکرممنولا شبا ت
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
سلام به گرمای وجودت کهنمیدانی همین بودنت و همین برای من فرق بسیار دارد حالم به حالت وصل شب و روز ندارم شبا تا صبح بیدارم روزا میخوابم اصلا نمی دانم چجوری روزام شب میشه همه کار برام سخت شده انگار بعد یه خواب زمستونی از خواب بیدار شدمحالت را نمیدانم اما حال دلم اصلا خوب نیست تازه نتم وصل شدهدوماه پیش تو بخش سایکو بیمارستان طالقانی بستری بودم همجور آدمی اونجا بود خیلی بهم سخت گذشت اصلا نمیدانم چرا بستری بودم شش دفعه به سرم شوک زدن و من همچنان دیوانه توام سالیانیست که برایت می نویسم ولی همچنان دلم ر
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری